خطِ‌من

■اینجا راه و رسم منو یاد می گیرید■

  • خانه
  • پروفایل
  • آرشیو
  • نوشته‌ها

برای آقایان- قسمت اول

شنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۵، 0:30

گفت: ما اصلا نباید می‌رفتیم عروسی دخترمون برای ما زشت بود قدیم از این رسما نبود کسی دختر شوهر میداد اصلا روش نمیشد اینو بیان کنه.

برای روزهای مهم زندگی بچه هاش اصلا نبود ،بهانه‌ش این بود که من کار میکنم برای شماها در حالی که اون لحظات کاملا آزاد بود وقت داشت.

روزی که پسرش رفت سربازی نبود.

روزی که دخترش کنکور داشت نبود.

گفت:من همسن تو بودم یه بچه داشتم، (خب تو سال ۱۳۷۵ همسن الان من بودی، همه چی متفاوت بود.)

گفت تو بی غیرتی ،در حالی که نمیدونست خانواده‌ش هر موضوعی رو ازش پنهون میکنن چون می‌دونن اولویتش خانواده نیست و به مشکلات خانواده اهمیت نمی‌ده.

وقتی که پسرش اولین نخ های سیگارش رو میکشید اون با رفیقاش تو آلونک شرکت پای بساط بودن،و از این موضوع خبر نداشت.

وقتی پسرعمه‌ش خونه می‌ساخت با سر دوید کمکش،چون زنش خوش سر و زبونه.

وقتی شوهر دختر عمه‌اش سوله می‌ساخت با سر دوید کمکش،چون دختر عمه‌‌ش انواع و اقسام عملهای زیبایی رو انجام داده.

همه ی بچها خوبن جز بچهای خودش،همه ی زنا خوب و خوشگلن جز زن خودش.

توی خونه طوری اخماش تو همه که کسی جرات نمیکنه یه کلمه حرف بزنه ولی توی هر جمعی تبدیل به دلقکِ دربار میشه.

توی هرجمعی معرکه گیره ولی توی خونه به هیچ عنوان لبخند نمیزنه.

هیچوقت جواب سلام و احوالپرسی پسرشو نداده و نهایتا با یه اهع جواب میده.

وقتی بچه ی اول خانواده تو اوج فروپاشی روانی و افسردگی بود فقط تحقیرش کرد،سرزنشش کرد،. حبسش کرد.

وقتی بچه ها توی دنیای بچگانه ی خودشون به مسائل مسخره میخندیدن اونارو از خونه بیرون میکرد.

وقتی هر شب نئشه میکرد و زنشو کتک می‌زد به گریه های بچه‌ها بی توجه بود.

وقتی بی اعتمادیشو به بچه هاش بروز میداد کیف میکرد.

بله دوستان و آشنایان من،

این بخشی از داستانی واقعی از زندگی یک اصطلاحا مرد ایرانیه. یک دیکتاتور، یک ظالم، یک انسان تهی مغز که فکر می‌کنه صرف این که محاسنش سفید شده و سنش بالاست پس احترامش واجبه.

بگذریم...

خانواده مسئله ی مهمیست.

در واقع تنها مسئله ی مهم در هستی برای یک مرد، خانواده‌ست،یا باید باشه.

چیزی به اسم رفیق مسخرست،دوستی چیز بیخودیه، همخدمتی ،همکلاسی همکار و... همشون مهملاتی بیش نیستن.فقط خانواده اهمیت داره.

خانواده یعنی کسی که از طرفش تحت شدید ترین فشارها قرار بگیری اما بازم ازش حمایت کنی

خانواده یعنی کسی که قبل از اینکه ازت کمک بخواد تو تشخیص میدی و کمکش می‌کنی

خانواده یعنی کسی که منافع اون رو به منافع خودت تشخیص میدی

خانواده یعنی کسی که توی غم و ناراحتیش ترکش نمیکنی در حالی که خودت در اوج غم و ناراحتی هستی.

خانواده یعنی کسی که از طرز راه رفتنش ناراحت یا خوشحال بودنشو ترجیح میدی

خانواده یعنی کسی که همههههه چی اون از همهههه چی خودت مهمتره.

وقتی مردی درآمد نداره و کار نمیکنه و با خانواده‌ش می‌ره مسافرت این مرد اولویتش خانواده نیست چون مرد خانواده باید تامین مالی خانواده رو تمام و کمال به عهده بگیره.

مرد خانواده، باید به پدر و مادر خودش و پدر و مادر زنش احترام بذاره و زنشو پرستش کنه.

مردی که اجازه بده اطرافیان به زنش بی احترامی کنن مرد خانواده نیست

مردی که اجازه بده دیگران به چشم بد به زنش نگاه کنن و استخوان فک اونهارو خورد نمیکنه، مرد خانواده نیست

-- ادامه دارد

Miracoro
© خطِ‌من
طراح قالب: وبلاگ :: webloog
جدیدترین‌ها
  • #1 جمعه ششم شهریور ۱۴۰۵
  • پدر چهارشنبه چهارم شهریور ۱۴۰۵
  • چهارشنبه چهارم شهریور ۱۴۰۵
  • برای آقایان- قسمت اول شنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۵
  • جمعه سی ام مرداد ۱۴۰۵
  • جمعه سی ام مرداد ۱۴۰۵
  • چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۵
  • یکشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۵
  • برش کتابی شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۵
  • ترک سیگار شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۵
  • چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۵
  • اعتماد شنبه دهم مرداد ۱۴۰۵
آرشیو
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
امکانات