انسانِ فانی

  • خانه
  • پروفایل
  • آرشیو
  • نوشته‌ها

V-GH

پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۷/۰۹، 0:0

تایمی که تورو دیدم و باهات آشنا شدم ۲۰ سالم بود فقط.

و وقتی جدا شدیم ۲۱.

بچه بودم عقلم به خیلی چیزا نمی رسید شرایط زندگیمم خوب نبود هیچ استقلالی نداشتم و توام توقعت زیاد بود البته .

پنج سال و نیمه که چند وقت یه بار میای تو خوابم هربار به اشکال مختلف یه بار مهربون و یه بار نامهربون .یه بار ازم میخوای که دنبالت بیام یه بار ازم فرار میکنی.

من البته حسی که بهت داشتمو دیگه ندارم. با آدمای عادی که هرروز از کنارشون رد میشم برام تفاوتی نداری.

اما همیشه خودمو بابت یه سری اذیت ها که میشدی مقصر میدونم و میگم که کاش یه بار دیگه حرف میزدیم.

البته اگه قراره مثل قدیمت حق به جانب باشی امیدوارم هیچوقت دیگه نبینمت فقط نمیدونم چرا میای تو خوابم و هربار چرا چندین روز فکرم درگیرت میشه.

امیدوارم اینا نشونه ی چیز حاصی نباشه چون من سعی کردم دنبالت بگردم و پیدات کنم ولی موفق نشدم پس امیدوارم خوب باشی.

V_GH
Miracoro
© انسانِ فانی
طراح قالب: وبلاگ :: webloog
جدیدترین‌ها
  • خواب چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۷/۱۵
  • سه شنبه ۱۴۰۵/۰۷/۱۴
  • فلسفه دوشنبه ۱۴۰۵/۰۷/۱۳
  • تازیانه دوشنبه ۱۴۰۵/۰۷/۱۳
  • پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۷/۰۹
  • V-GH پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۷/۰۹
  • یکشنبه ۱۴۰۵/۰۷/۰۵
  • چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۷/۰۱
  • خواب سه شنبه ۱۴۰۵/۰۶/۳۱
  • خطاب به آن کس که بی وقفه برای پیروزی می‌تازد پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۱۹
  • 250,000 پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۱۹
  • پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۱۲
آرشیو
  • مهر ۱۴۰۵
  • شهریور ۱۴۰۵
  • مرداد ۱۴۰۵
  • تیر ۱۴۰۵
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
امکانات